مدل سازی دانش چیست؟

مثل هر موضوعی که در کشور ما شانسِ ترویجِ تعاریفِ درست آن کمتر از تعاریف غلط و سطحی است، مدل سازی دانش یا Knowledge Modeling هم دارد بد تعریف می شود؛ مفهومی که خیلی از مدیریت دانش قدیمی تر است و بر خلاف خیلی مفاهیمِ دیگرِ مدیریت دانش، دارای استانداردها و الگوهای مدون است. در این نوشتار تلاش کرده ام تا حد امکان با زبانی ساده مفاهیمِ مرتبط با مدل سازی دانش را به گونه ای ارائه کنم که هم برای متخصصان مدیریت دانش هم برای سایر افراد قابل استفاده باشد. لازم است از تمامی دوستانی که تعاریف اشتباه و

ادامه

سازمان بدون مدیریت دانش، بازی بی سر و ته!

سازمان بدون مدیریت دانش، سازمان زیبایی نخواهد بود! با مدیریت دانش؛ دوباره ها و دوباره کاری ها به صورت مرتب کمرنگ می شود. دوباره کاری، دوباره گشتن، دوباره حل کردن یک مشکل، دوباره پیدا کردن یک فایل یا شماره، دوباره فهمیدن یک موضوع، چه برای یک نفر چه برای گروهی از افراد که با هم کار می کنند موضوع دردآوری است؛ برای سازمان هم که مشخص است: دوباره کاری یعنی هزینه دوباره و نهایتا ضرر مکرر! این دوباره ها در طیف وسیعی از کارها از فعالیت های روزمره گرفته تا مگاپروژه های یک سازمان به چشم می خورد. دوباره ها

ادامه

فرهنگ سازی! آیا سازمان های ما بی فرهنگ هستند؟

بزرگی می گفت: وقتی تنها ابزاری که در دست داری چکش است، تمام مسائل را به شکل میخ می بینی! این متن را در نکوهش عبارت فرهنگ سازی و مدیریت دانش نوشته ام. بارها و بارها در متون علمی و تجاری مرتبط با موضوعات مدیریتی و به طور خیلی خاص مدیریت دانش شاهد تکرار یک واژه عجیب و غریب بوده ایم: “فرهنگ سازی”. این واژه در ادبیات سازمان ها برای پیاده سازی مدیریت دانش نیز بسیار پررنگ شده است؛ از سوی دیگر بخش بزرگی از دغدغه متولیان مدیریت دانش در سازمان ها را همین واژه نامانوس تشکیل می دهد و

ادامه

نقل قول: عارضه های دامن گیر کنفرانس های مدیریت دانش در ایران

مطلب زیر در وبلاگ یکی از همکاران (آقای وحید اسلامی) به نظر جالب آمد، از آن جا که سازمان های ما گاهی در تب و تاب رخدادهای این چنینی عنان اختیار از دست می دهند و سر و دست می شکنند گفتیم شاید بازنشر آن مفید باشد: چند سالی است که برگزاری کنفرانس‏ها، همایش‏ها و نشست‏های بی‏ کیفیت در زمینه مدیریت دانش و حوزه‏ های مرتبط برای عده ای که به دنبال مطرح کردن خود به هر نحوی هستند به عنوان کسب و کاری جدید و البته پرمایه تبدیل شده است. در این بین سر و کله عده ای که

ادامه

چهار برداشت اشتباه در مورد بصری سازی

بصری سازی یا Visualization که در چند پست به آن پرداختیم، یک عنصر کلیدی در ادراک صحیح از دانش برونی سازی شده یا آشکار است. در اصل در بصری سازی دانش به دنبال شیوه های کارا و اثربخش بازنمایی مدل های دانش هستیم که به عنوان تجسمی از یک مدل ذهنی شکل گرفته اند. اما در حوزه بصری سازی، خصوصا در گام های ابتدایی، اشتباهات و برداشت های نادرستی رخ می دهد که می تواند تلاش های یک سازمان یا یک گروه را در بهینه سازی سیستم مدیریت دانش خود به هدر دهد، برخی از این اشتباهات را در این پست

ادامه

سنجه های اندازه گیری مدیریت دانش – بخش ۲

در پست قبلی – سنجه های اندازه گیری مدیریت دانش (۱) – به بررسی دو مورد از انواع سنجه هایی که ممکن است در مدیریت دانش نیاز داشته باشیم پرداختیم. در این قسمت به سه مورد سنجه دیگر برای اندازه گیری مدیریت دانش می پردازیم: ۳٫ اندازه گیری میزان تطابق یا انحراف از استانداردهای تعیین شده اگر فرض کنیم شما برای مدیریت دانش خود به یک سری چارچوب ها رسیده اید، مسئولیت هایی تعریف کرده و استانداردهایی داخلی به کل سازمان معرفی نموده اید؛ باید سنجه هایی برای اندازه گیری میزان تطابق افراد و عملکرد سازمان با این استانداردها ایجاد

ادامه

سنجه های اندازه گیری مدیریت دانش – بخش اول

این پست هم به صورت آزاد هم به عنوان مکملی برای ایستگاه سوم قطب نمای مدیریت دانش/گام دهم با عنوان اندازه گیری عملکرد مدیریت دانش قابل استفاده است. همواره این پرسش وجود دارد که چطور باید مدیریت دانش را اندازه گیری کرد؟ یا فراتر از آن اصلا قابل اندازه گیری هست یا نه؟ برخی عقیده دارند نمی توان برای موضوعاتی غیر قابل لمس مثل دانش و مدیریت دانش، سنجه تعیین کرد؛ اما با این عبارت درست، زیاد مواجه شده ایم: چیزی را که نتوان اندازه گرفت نمی توان مدیریت کرد.

ادامه

دانش ضمنی/ دانش آشکار؛ آیا بهتر نیست فازی فکر کنیم؟

در هر کنفرانس، مقاله، سخنرانی، آموزش و … که سرک بکشیم با این عبارت مواجه می شویم: دانش دو دسته است، ضمنی و آشکار! ضمنی آن دانشی است که در ذهن آدمی است، آشکار دانشی است که در اسناد و … وجود دارد. این نوع نگاه ساده که از ترجمه صرف متون خارجی ناشی شده است، موجب شده نگاه آنتالوژیک به دانش، تبدیل به نگاه صفر و یکی شود که مسائل و مشکلاتی در پی دارد: ۱٫    مشکل فلسفی: دانش، حقیقتا فقط به موجودیتی می تواند اطلاق شود که در ذهن آدمی است،

ادامه