نوآوری باز و مدیریت دانش – بخش اول

جمع سپاری (Crowd-sourcing)، نوآوری باز (Open Innovation) و داده های باز (Open Data) واژه هایی هستند که کمابیش شاید به گوش شما خورده باشد. امروزه جریانِ مناسبِ دانش و نوآوری برای کسب مزیت رقابتی بسیار تعیین کننده و از این رو نوآوری به یکی از ارکان مهم برای موفقیت سازمان ها بدل شده است.

نوآوری به فرایندی اطلاق می شود که طی آن ” یک ایده یا اختراع به محصول یا خدمتی تبدیل می شود که یا ارزش افزوده خلق کند یا مشتریانِ سازمان حاضر باشند برای آن پول بپردازند “. نوآوری به صورت کلی به دو دسته نوآوری بسته و نوآوری باز تفکیک می شود. استفاده از نوآوری باز در سازمان های پیشرو امروزی رواج زیادی پیدا کرده است. نوآوری باز از آن جا که با تکیه بر دانشِ موجود در فرای مرزهای سازمان انجام می شود می تواند برای مدیریت دانش در حوزه دانشِ برون سازمانی بسیار مهم باشد.

نوآوری - نوآوری باز - مدیریت دانش

سازمان و نیاز به نوآوری

فضاي رقابتی پیچیده به سازمان‌ها اجازه ایستایی و سکون نمی‌دهد و شرط بقاء آن‌ها را پویایی، پیش‌نگری و بهره‌وری قرار داده است. در بازار رقابتی امروز که مشخصه اصلی آن عدم قطعیت است شرکت هایی توان رقابت و حیات را دارند که دانش را در خود ایجاد کرده، توزیع کنند و آن را تبدیل به کالا و خدمات کنند. راهکار تحقق این شروط براي هر نوع سازمانی و هر اندازه ای ، نوآوري سازمانی است. یک انجمن مدیریت در آمریکا که از بیش از ۵۰۰ مدیر فعال بخش های مختلف اقتصادی امریکا تشکیل شده است ،طی گزارشی “خلاقیت و نو آوری ” را به عنوان برترین عامل تضمین حیات یک شرکت در قرن ۲۱ معرفی می کند.

نوآوری بسته

از ابتدای قرن بیستم تا کنون سازمان ها بیشتر از مدل نوآوری بسته استفاده کرده اند. ويژگی های نوآوری بسته عبارتند از:

  • اتکا داشتن به منابع فکری و ايده های درون سازمانی؛
  • اعمال کنترل شديد در خارج شدن ايده ها و طرحها از سازمان برای انحصار منافع حاصل از آنها؛
  • طی شدن همه زنجیره خلق ايده تا خدمات پس از فروش توسط يک سازمان؛
  • جذب و استخدام خوش فکرترين و بهترين متخصصان؛
  • داشتن آزمايشگاه و پژوهشگاه متمرکز قدرتمند در سازمان؛
  • ايجاد انحصار دانشی؛
  • بايگانی ايده هايی که فرصت طی کردن چرخه تولید و عرضه را در سازمان نداشته اند تا زمانی که اين فرصت پیدا شود و
  • ايجاد تنها يک کانال توزيع انحصاری برای هر محصول.

نوآوری بسته محدودیت هایی دارد که کفاف سازمان های پیشرو و رقابتِ فشرده را نمی دهد.

نوآوری باز

نوآوری باز یا Open Innovation را می توان این گونه تعریف کرد: استفاده آگاهانه از جریان های ورودی دانش به سازمان و جریان خروجیِ دانش از سازمان به منظور تقویتِ نوآوریِ داخلِ سازمان “. نوآوری باز می تواند با هدف توسعه بازارها و توسعه محصولات و خدمات در خارج از سازمان به کار گرفته شود. نوآوری باز به تبادل دانش در بین شرکت های تولیدی یا شرکا و تامین کنندگان یا مشتریان و یا هر گونه افرادی که به نحوی در خارج از محیط سازمان با ان تبادل دانش دارند، می پردازد.

تمرکز اصلی نوآوری باز بر تبديل محدوديت های نفوذ ناپذير شرکت به يک غشاء تقريبا نفوذ پذير می باشد تا نوآوری را قادر سازد به آسانی بین محیط خارجی و مراحل مختلف تحقیق و توسعه داخلی حرکت نماید.

نوآوری باز و مدیریت دانش

در این پارادایم مرزهاي بین یک بنگاه و محیطش نفوذپذیرتر می‌شود و نوآوری می‌تواند به‌راحتی به بیرون و درون بنگاه جریان پیدا کند. در نوآوری باز مرزهای سازمان برای تبادل و حرکت دانش و ایده ها به درون و بیرون می شکند و بنگاه می‌تواند از ایده‌های خـارجی و مسـیرهاي داخلـی و خارجی از بازار به‌خوبی استفاده نماید. در نوآوري باز فرض می‌شود کـه شرکت‌ها می‌توانند علاوه بر ایده‌های درون‌سازمانی از ایده‌های خارج از سازمان نیز بهره‌مند شـوند. به نوعی سازمان خاصیت موبیوسی پیدا می کند؛ خاصیتی که در آن رابطه بین «درون» و «بیرون» را وارونه می‌کند. یعنی هر نقطه از یک سطح موبیوسی در عین حال که درون است، بیرون نیز می‌باشد! نوار موبیوس درون و بیرون ندارد بنابراین در یک تغییر پیوسته، نوعی دگرگونی در ماهیت یک فضا صورت می‌گیرد. در واقع در این حالت فضا خاصیت دو گانه اما پیوسته پیدا می‌کند. به نوعی همانگونه که نوار موبیوس درون و بیرون ندارد، سازمان نیز اینگونه می شود.

نوار موبیوس - نوآوری باز - مدیریت دانش

 

بیشتر بدانیم

در نوآوری باز، بر استفاده از تمام ظرفیتهای درونی و بیرونی يک سازمان برای ايجاد ايده و طی شدن زنجیره خلق ايده تا خدمات پس از فروش، توسط يک يا چند سازمان مختلف و استفادهی حداکثری از ظرفیت ديگر سازمانها تأکید می شود. نوآوری باز به يکی از داغ ترين موضوعات در مديريت نوآوری تبديل شده است؛ اين الگو يک مفهوم غنی است که میتواند در بسیاری از زمینه های مختلف اجرا گردد. در الگوی نوآوری باز، شرکتها بخشی از فرآيند تحقیق و توسعه را برون سپاری می­کنند. از ايده های خارجی استفاده کرده و پیوسته محصولات جديد رقبا و شرکت­های پیشرو را رصد می کنند. سپس روی محصولاتی که موفق بوده اند، سرمايه گذاری می کنند. در بعضی از موارد نیز با رقبا و ديگر مراکز پژوهشی همکاری مشترک انجام می دهند.

در مدل نوآوری باز مشتری ها نیز به عنوان همکار در فرآيند تحقيق و توسعه نقش فعالی را بازی می کنند. این در حالي است که در نوآوری بسته تمام مراحل در داخل همان شرکت انجام شده و مشتری تنها يک نقش دريافت کننده غير فعال محصول يا خدمات را داشته است. شايستگی اصلی در فرآيند نوآوری باز بر پايه مديريت تشريک مساعی و همکاری مشترک در انجام پروژه هاست.

به کارگیری نوآوری باز و مدیریت دانش

به کارگیری نوآوری باز در سازمان نیازمند تغییرات بنیادی در مدل کسب و کار سازمان و استفاده از ابزارهای مناسب برای پشتیبانی از آن است. بکارگیری سیستم مدیریت دانش، تغییر در ساختار سازمانی توجه به یکسری فرایند ها و شبکه سازی از جمله مولفه های بهبود دهنده و موثر بر نوآوری باز در سازمان ها شناخته شده اند. در نوشته بعدی (بخش دوم) به زیرساخت های لازم برای نوآوری باز خواهم پرداخت و نقش مدیریت دانش در آن را به شکلی دقیق تر تبیین می کنم.

احسان آذرگون

فارغ التحصیل مهندسی صنایع و دانشجوی مدیریت تکنولوژی دانشگاه شهید بهشتی. پر تلاش و با انگیزه و علاقه مند به ترکیب و تلفیق حوزه های دانش با یکدیگر.

مطالب مرتبط