سازمان بدون مدیریت دانش، بازی بی سر و ته!

سازمان بدون مدیریت دانش، سازمان زیبایی نخواهد بود! با مدیریت دانش؛ دوباره ها و دوباره کاری ها به صورت مرتب کمرنگ می شود. دوباره کاری، دوباره گشتن، دوباره حل کردن یک مشکل، دوباره پیدا کردن یک فایل یا شماره، دوباره فهمیدن یک موضوع، چه برای یک نفر چه برای گروهی از افراد که با هم کار می کنند موضوع دردآوری است؛ برای سازمان هم که مشخص است: دوباره کاری یعنی هزینه دوباره و نهایتا ضرر مکرر!

این دوباره ها در طیف وسیعی از کارها از فعالیت های روزمره گرفته تا مگاپروژه های یک سازمان به چشم می خورد. دوباره ها و چندباره ها، مثل زنجیری هستند به پای چابکی سازمان و به پای دانشکاران فعال در آن.

فکر کنید در یک بازی هیجان انگیز کامپیوتری هستید، مرحله اول را بعد از چند ساعت رد می کنید و خوشحال و شادان می شوید که به به! داستان ها، اتفاقات، شخصیت ها و چالش های جدیدی خواهید دید؛ اما غافل از این که این بازی زیبا که خریده اید یک باگ دارد، وقتی مرحله اول را تمام می کنید دوباره به اول بر می گردد! دفعه اول با خود فکر می کنید اشکالی ندارد شاید دکمه ای را اشتباه زدم یا امتیاز کافی نداشتم یا … دوباره بازی می کنید! شاید هنوز برخی اتفاقات برای شما جذاب باشد. به آخر می رسید و دوباره خطا! راستش را بخواهید من که باشم دیگر دل و دماغ ادامه بازی را ندارم.

سازمان بدون مدیریت دانش

سازمان بدون مدیریت دانش مثل همان بازی دارای باگ است. بعضی از ما در سازمان هایمان به دلیل بد ساخته شدن سازمان اغلب در بازی هایی گیر می کنیم که مرتب به اول بر می گردد! با این تفاوت که بازی ما در سازمان کمتر با هدف تفریح است و ما مجبوریم این دور باطل را ادامه دهیم. معمار سازمان یا همان برنامه نویس بازی باید برای ذهن های پویا و دانشکاران سازمان خود ساختاری می ساخت تا مراحل و چالش های حل شده بازی، ذخیره شود و مجبور نباشیم دوباره بازی کنیم. اصلا دوباره بازی کردن در سازمان، لذت بازی کردن را نابود می کند.

این بازی وقتی در سازمان به صورت گروهی انجام می شود؛ یک نکته دیگر نیز روشن می شود. وقتی هم تیمی من در جایی از سازمان تا مرحله ۳ پیش رفته و من هم چنان با غول مرحله دو درگیرم، اگر موفقیت سازمان من در این بازی به پیشرفت سریعتر تک تک کارکنان و اجتناب از دوباره کاری باشد، عقل حکم می کند من به شکلی از نحوه عبور از این مرحله توسط همکارم مطلع شوم. یا حتی بدانم او چه اشتباهاتی کرد که چند دفعه در این مرحله شکست خورد.

سازمان بدون مدیریت دانش ، یک سازمان کندذهن!

ختم کلام این که خیلی ساده است مجموعه ای از افراد باهوش و مجرب را داشته باشیم اما برآیند آن ها سازمانی کندذهن، ناتوان و فشل باشد که مرتب مجموعه ای از مسائل را که حل شده، دوباره حل می کند.

مدیریت دانش در سازمان همان سیستم ذخیره بازی است، که تمام کلک ها، نکته ها و مراحل رد شده برای تمام افراد و در شرایط مختلف را نگه می دارد. این باعث می شود بازی سازمان پیش برود، افراد همواره مطمئن باشند آخرین کارهای انجام شده را در دسترس دارند و زمان برآیند افراد در سازمان، تنها برای حل مسائلی صرف می شود که ارزش حل شدن دارند؛ و مساله ای ارزش حل شدن دارد که برای اولین بار حل می شود.

خشایار جهانیان

خشایار از ۱۹ سالگی شروع به کارآفرینی کرد؛ روندی که هنوز بعد از سال ها با هیجان ادامه می دهد. این دانش آموخته مهندسی صنایع و MBA، در ۲۱ سالگی اینوتکس ایران را بنیانگذاری کرد. وی به عنوان یکی از پیشگامان مدیریت دانش در ایران دارای تجربه مشارکت در طرح ریزی و اجرای پروژه های متعدد، و بیش از ۱۰ مقاله و ۵ کتاب است. وی با تزریق دیدگاه های ناب خود در حوزه مهندسی و مدل سازی دانش در محصولات و خدمات شرکت، تمایزی غیرقابل انکار برای اینوتکس ایران خلق کرده است. ریزبینی، تهور در نوآوری و اجرای پروژه های بدیع، سخت کوشی و سخت گیری، شوخ طبعی و انزجار از فعالیت های تکراری بخش هایی جدانشدنی از شخصیت خشایار است.

مطالب مرتبط

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *