چهار برداشت اشتباه در مورد بصری سازی

بصری سازی یا Visualization که در چند پست به آن پرداختیم، یک عنصر کلیدی در ادراک صحیح از دانش برونی سازی شده یا آشکار است. در اصل در بصری سازی دانش به دنبال شیوه های کارا و اثربخش بازنمایی مدل های دانش هستیم که به عنوان تجسمی از یک مدل ذهنی شکل گرفته اند.

اما در حوزه بصری سازی، خصوصا در گام های ابتدایی، اشتباهات و برداشت های نادرستی رخ می دهد که می تواند تلاش های یک سازمان یا یک گروه را در بهینه سازی سیستم مدیریت دانش خود به هدر دهد، برخی از این اشتباهات را در این پست با هم بررسی می کنیم:

اشتباه شماره ۱: با بصری سازی دانش، می خواهیم اطلاعات را خوش رنگ و لعاب تر کنیم!

عمومی ترین برداشتی که از کاربرد بصری سازی در مدیریت دانش یا هر حوزه دیگری وجود دارد همین مورد است. حتما برای شما هم پیش آمده که بصری سازی جالب و زیبا (نقشه دانش، گزارش های تحلیلی، و …) دیده اید و وسوسه شده اید که کاش می شد اطلاعات خود را نیز در آن قالب ببینید یا به دیگران ارائه کنید. بر این اساس، گاها مشتریان از ما می خواهند: این اطلاعات را دارم چطور می توان در مدیریت دانش آن را به شکل جالب تر و سرگرم کننده تری نشان داد! مهم داده ها و اتصالات و ارتباطات پنهان بین آن هاست که در یک جدول نمی توان دید اما با بصری سازی به طرز مفیدی آشکار می شود.

اشتباه شماره ۲: نرم افزار همه کارها را در بصری سازی دانش انجام می دهد!

این یک باور کاملا اشتباه است. در بحث بصری سازی دانش که پیش بروید می بینید امکانات بسیار متنوعی در دسترس دارید که هر کدام در شرایطی به کار می آیند؛ یک سری به سایت www.VisualComplexity.com یا www.FlowingData.com بزنید. می بینید که هر فرد یا پروژه ای بنا بر نیاز خود از یک برنامه یا ابزار استفاده کرده است و بسیاری هم ابزار مورد نیاز خود را توسعه داده اند. البته توسعه فناوری هایی مانند AJAX و ابزارهای مبتنی بر آن (مثلا رجوع کنید به http://raphaeljs.com، http://www.jsplumb.org/jquery/demo.html، www.Prefuse.org، و هزاران مورد قابل جستجو در وب) کمک شایانی به بصری سازی در وب کرده اند و روز به روز در حال گسترش نیز هستند. حتی ابزارهایی مانند ThinkMap (بر پایه JAVA) که از عمومیت کاربرد بالایی در بصری سازی اطلاعات و دانش برخوردارند، نمی توانند جواب قطعی نیاز شما برای بصری سازی باشند. گاهی ممکن است هدف شما از بصری سازی، تحلیل و فراهم کردن امکان استنتاج و تصمیم گیری باشد؛ گاهی شاید برای انتقال بهتر یک مفهوم و بهبود بازنمایی یک دانش (Knowledge Representation) از بصری سازی استفاده کنید، این دو دیدگاه اساسا نگاه شما به ابزاری که برای بصری سازی استفاده می کنید را تغییر می دهد.

اشتباه شماره ۳: هرچه اطلاعات بیشتری در یک نما از بصری سازی شما قرار بگیرد بهتر است!

نه اصلا اینطور نیست. البته این تله ای است که خود ما هم در زمان اولین تلاش هایمان برای بازنمایی نقشه دانش یا بخش های ناوبری نرم افزار رای ون به شدت در آن درگیر شدیم؛ چه خوب بود بود اگر می شد در یک نمای خاص همه اطلاعاتی که به درد کاربر می خورد به او ارائه کنیم، یا کاربر اگر خواست تمام گراف دانش سازمان را که شاید صدها گره داشته باشد به همراه روابطش یکجا ببیند چگونه این همه گره و رابطه را در یک فضای محدود بچینیم؟!!

شاید گاهی لازم باشد از نمایش برخی عناصر کم اهمیت تر صرف نظر کنیم؛ هم چنین تکیه بر زمینه یا محدوده ای که کاربر در لحظه به آن احتیاج دارد کمک می کند حجم زیادی از داده هایی که نامربوط است فیلتر شود. به عبارتی به اصطلاح غربی ها باید دانش و متادیتای مرتبط با آن را Context Based نمایش داد. البته در این حالت تعاملی بودن (Interactivity) و این که بنا بر درخواست بتوان دانش یا ساختار دانش را بازآرایی کرد نیز به کار کمک می کند. جان کلام این که سادگی و رسایی از فشردگی و هوشمندی خیلی زیاد، همیشه نتیجه بهتری می دهد. بهترین آزمون این است که بصری سازی خود را به یک فرد ناآشنا با موضوع که در زمینه بصری سازی نیز خبره نیست نشان دهید تا ببینید چه بازخوردی می گیرید.

اشتباه شماره ۴: بصری سازی دانش باید کاملا دقیق باشد!

اگر از بصری سازی می خواهید برای نمایش مقادیر دقیق و استاندارد استفاده کنید مزیت زیادی برای شما نخواهد داشت. دقت مهم است؛ اما بصری سازی کمتر به مقادیر مجرد می پردازد بلکه هدف آن بیشتر انتقال مفاهیم با توزیع داده ها در زمان و فضا است. در بصری سازی به دنبال نمایش و درک الگوها هستیم، تا مقایسه کنیم و یاد بگیریم. اگر نمایش دقیق تک تک اجزا مهم است چرا از جدول استفاده نکنیم؟

مطالب مرتبط

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *