انجمن های خبرگی ساختارهایی ارگانیک هستند نه جلسه

انجمن های خبرگی ساختارهایی بسیار زنده و پویا هستند که در سازمان چه مدیریت دانش منسجم وجود داشته باشد چه برای آن هیچ کاری نشده باشد، با یک چرخه عمر مشخص به وجود می آیند و از بین می روند. انجمن های خبرگی (یا همان CoP ها) یک خرده ساختار منعطف سازمانی هستند که از روش ها و ابزارهای مختلف برای حل مساله، تعامل و اشتراک دانش استفاده می کنند. وظیفه سازمان در قبال این انجمن ها، زمینه سازی ایجاد آن ها در حوزه های دانشی است که این راهکار می تواند به بهبود معیارهای دانش سازمانی کمک کند؛ سپس سازمان باید زمینه دوام و بقاء آن ها را فراهم کند، باید به آن ها در راستای ماموریت سازمان جهت بدهد و در صورت نیاز در استحاله آن ها به یک ساختار رسمی تر کمک کند. حتی سازمان در زمانی که دلیل وجودی این انجمن ها از بین می رود باید زمینه مرگ آن ها را فراهم کند. به عبارتی سازمان در زمینه انجمن های دانش، نقش یک باغبان را بازی می کند، اما نمی تواند به انجمن بگوید “ایجاد شو!”، یا “این کار را بکن” یا جلسه برگزار کن”. شاید یک انجمن در طول حیات خود حتی یک جلسه رودررو هم برگزار نکند.

اما باز هم ساده انگاری و پوسته بینی در این موضوع باعث شده است در برخی ادبیات و نکات مطرح شده مرتبط با انجمن های خبرگی، به غلط آن را معادل با برگزاری جلساتی بین چند خبره خلاصه کنند تا راه ساده تر برای اجرای یک مفهوم وسیع و کاربردی مدیریت دانش به وجود آید. مطمئنا سازمانی که نگاه صحیح، استراتژیک و سیستمی به مدیریت دانش دارد این تعریف را نمی پذیرد.

پیشنهاد می کنیم پست قبلی ما در این زمینه را نیز مطالعه کنید.

مطالب مرتبط

Comments

  1. به نظر من سازمان های ما خیلی باید بیش از این به مدیریت دانش فکر کنند و بعد به سراغ اجرا بروند، اجرا هم فقط یک پروژه نیست، با این ابعادی که شما از انجمن های خبرگی گفتید واقعا یک سازمان لازم است برای حمایت و استفاده از آن ها برنامه داشته باشد.

  2. باسلام
    به استحضار می رساند در شرکت مپنا انجمنهای خبرگی تشکیل شده و در حال فعالیت می باشند. جهت همبستگی بین افراد و اینکه مشخص گردد اساس و بنیان انجمن چیست همچنین افراد در این انجمنها به دنبال چه مواردی بایست باشند و … ضروری است تا اساسنامه تهیه گردد. در صورتیکه تجربه این موضوع (تهیه اساسنامه) وجود دارد و یا برای شما مشخص است که چه عناوینی در آن می بایست در نظر گرفته شود ، لطفا به اینجانب اعلام فرمائید تا مورد استفاده قرار گیرد. قبلا از همکاری شما تشکر می گردد.

    1. همکار عزیز در شرکت مپنا؛
      از توجه و علاقه شما و شرکت مپنا و زیرشاخه های آن به مدیریت دانش بسیار خوشحالیم. پیشنهاد ما این است که اولا از واژه مناسب تری نسبت به اساس نامه استفاده کنید؛ چون به عقیده ما راز اثربخشی انجمن های خبرگی دوری جستن آن ها از ساختارهای خشک و رسمی است. برای انجمن های خبرگی باید چارچوب های فعالیت و قوانین عمومی تدوین شود. ماموریت هر انجمن بسته به فلسفه و انگیزه تشکیل آن تعریف می شود؛ اگر ساختاری را برای تولید دانش یا به اشتراک گذاری آن به صورت دستوری ایجاد کردید دیگر به آن CoP گفته نمی شود؛ شاید هم لزومی نداشته باشد. اما برای CoP ها باید قوانین کلی بازی را تعریف کنید، مثلا:
      ۱٫ در چه حوزه های دانش، فرآیندها یا پروژه هایی برای تشکیل انجمن های خبرگی، پتانسیل لازم وجود دارد؟ چگونه این پتانسیل ها را در راستای ماموریت های کلیدی سازمان جهت دهی کنیم؟
      ۲٫ افراد پیشگام برای تشکیل CoP ها در این محدوده ها چه کسانی هستند؟
      ۳٫ افراد پیشگام برای شناسایی و گردهم آوردن دیگر اعضای آن به چه نیاز دارد؟
      ۴٫با چه مکانیزمی دانش تولید یا تسهیم شده به صورت داوطلبانه درون یک CoP را شناسایی کنیم، کسب کنیم یا در سازمان به جریان بیندازیم؟
      ۵٫ در چه شرایطی CoP را به ساختاری رسمی تر یا تحت حمایت رسمی سازمان در بیاوریم؟
      ۶٫ در چه زمان و شرایطی از بین رفتن یا استحاله آن یا تغییر موضوع محوری آن را تسهیل کنیم؟
      ۷٫ چه ابزارهایی برای تعامل و مشارکت بهتر اعضای CoP در اختیار داوطلبان قرار دهیم؟

  3. با سلام و احترام. پاسخی که به سوال بالا در مورد دوست عزیزمان از مپنا دادید بسیار کاربردی بود. استفاده کردیم. لطفا در مورد انجمن های خبرگی باز هم پست بگذارید. من به شخصه بسیاری از سازمان ها این اصطلاح را شنیده ام اما جز چند جلسه خشک چیز زیادی از آن دریافت نکردم .
    با تشکر

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *