چارچوب مدیریت دانش تعالی سازمانی

 

در سال ۱۹۹۷، بنیاد اروپایی مدیریت کیفیت (EFQM)، در مشارکت با شرکت هلندی CIBIT و مرکز بهره وری و کیفیت آمریکا (APQC) در جستجوی تجربیات و دستاوردهای بهینه در زمینه مدیریت دانش، یک پروژه مطالعاتی بهینه کاوی را اجرا نمود. در سال های پس از آن، سازمان های بسیاری اهمیت مدیریت دانش را به عنوان یک توانمندساز مهم در موفقیت آتی خود دریافتند. مهم تر آن که سازمان ها به خوبی حس کردند مدیریت دانش، یک تب مدیریتی زودگذر نیست بلکه آن قدر پایدار و همیشگی هست که تبدیل به یک دیسیپلین اساسی سازمان ها شود.

بر اساس بازخوردهای اعضای خود، بنیاد اروپایی مدیریت کیفیت (EFQM)، در سال ۲۰۰۱ زمان را برای انجام یک طرح مطالعاتی دیگر در زمینه چالش برانگیز مدیریت دانش مناسب دید. این طرح مطالعاتی دوم در اواخر سال ۲۰۰۱ در مشارکت با شرکت هلندی CIBIT کلید خورد.

بیست و هفت شرکت از شرکت های قدرتمند در زمینه های مختلفی مانند ارتباطات، نرم افزار و خدمات فناوری اطلاعات، مشاوره و خودرو در این مطالعه میدانی شرکت جستند. بررسی و تحلیل حرفه ای نتایج این طرح های مطالعاتی به طراحی و تبیین چارچوب مدیریت دانش EFQM منجر شد؛ این چارچوب بر پاره ای از اصول استوار است:

 

۱٫ هم راستایی و هم خوانی با مدل تعالی EFQM، به سازمان های آشنا با این مدل کمک می نماید تا به شکل موثر و به سادگی از این چارچوب برای ارزیابی فعالیت های مدیریت دانش خود در مقایسه با بهترین سازمان های دنیا استفاده کنند.

۲٫ حرفه ای های مدیریت دانش می توانند از این چارچوب به عنوان راهبردی استفاده کنند که فعالیت های مدیریت دانش خود را با بهبود مستمر سازمان گره بزنند.

۳٫ سازمان های ناآشنا با مدیریت دانش یا تازه کار می توانند اولویت های خود در زمینه مدیریت دانش را با این چارچوب ارزیابی کنند و گام های اولیه مدیریت دانش را به درستی انتخاب نمایند.

۴٫ مدیریت دانش، خود یک هدف نیست؛ بلکه ابزاری است برای رسیدن به یک هدف. از این رو، در این چارچوب، بر روی بخش توانمندسازها به وضوح تمرکز شده است. مدیریت دانش باید بتواند عملکرد سازمان را بهبود دهد، با استفاده از این چارچوب، یک سازمان می تواند دریابد بنا بر دینامیک های سازمانی خود، کدام یک از نتایج عملکردش به کدام تواندمندسازهای مدیریت دانش پاسخ مناسب می دهد.

۵٫ مدیریت دانش، بیشترین اثربخشی را زمانی دارد که با یک نگرش کل نگر به آن نگریسته شود. این نگرش از طریق مجموعه ای از فعالیت های یکپارچه و هماهنگ و با همراستا کردن منابع انسانی، زیرساختهای فناوری و فرآیندهای یادگیری عملی می شود تا کیفیت دانش سازمان افزایش یافته و توانمندی سازمان در ذخیره و بازیابی هوشمندانه دانش بهبود یابد.

مطالب مرتبط